۸-از سر و وضع صنایعی مشخص بود که با عجله خودش را به جلسه رسانده است.پلیورش که قاعدتاً باید گوشی موبایلش را می پوشاند به طرز ضایعی روی موبایلش قرار گرفته بود.موهایش هم آشفته بود.پیدا بود شتاب زیادی به خرج داده بود و البته در همان بدو ورود هم متذکر شد که نهایتاً تا ساعت ٢ می تواند در جمع ما باشد و بعد از آن به جلسه ی دیگری باید برود.
٩-هنوز صحبت خاصی نکرده بود که ناگهان گفت بچه ها کسی حرفهای منو ضبط می کنه؟همگان با بهت و حیرت که «مگه چی می خواد بگه؟!»اعلام کردند نه!باز پرسشش را تکرار کرد و وقتی با نگاههای تعجب آور جمع رو به رو شد گفت:«من تو جیبم یه دستگاه دارم که نشون میده اگه کسی ضبط بکنه ها»در دلم گفتم آخر ای عزیز برادر!حرفای تو که ارزشی نداره!حالا رامشت بود یه چیزی!
۱۰-«کی میگه من با روزنامه نگاری مشکل دارم؟اصلاً چنین چیزی نیست.شما برین مجوز بگیرین چاپش کنین.من که کاری ندارم.ولی اینجا رو امور فرهنگی نکنین.اگه میخواین اونجوری کار کنین جاش اینجا نیست.اینجا باید کارای پژوهشی انجام بشه»و هیچکس نگفت کارهای پژوهشی هم ربطی به کارآفرینی ندارد و کسی که می خواهد کار پژوهشی انجام دهد باید به معاونت پژوهشی مراجعه کند.
١١-«از اول خودتونو معرفی کنین.عزیزم شما؟اسم و مسئولیتتون و اگه حرفی دارید بزنید رو بگید.»نفر اول خودش را معرفی کرد و شروع به صحبت کرد که رییس محترم گفت خب عزیزم شما؟و به نفر بعدی اشاره کرد.تقریباً همه را به همین سبک رد کرد.تا رسید به دبیر سرویس سیاسی.
١٢-آقای دبیر شروع کرد:«من [...] هستم.دانشجوی پزشکی ترم [...] و ...»که صنایعی به میانه ی صحبتش پرید:«پزشکی.عزیزم چرا سیاسی؟چرا نرفتی راجع به تخصصت بنویسی.مثلاً راجع به مهندسی پزشکی.علاقه داشتی به سیاست؟»دبیر جواب داد:«بله خب.ما قصد داریم اول در زمینه اندیشه سیاسی،بعد تاریخ سیاسی و بعد هم تحلیل روز...»و باز هم این صنایعی بود که وسط حرفش پرید:«البته یه چیزی بهتون بگم خیلی دنبال سیاست نرید.سیاست پدر و مادر نداره.چیزی از توش در نمیاد.دانشجو که نباید سیاسی باشه.دانشگاه جای پژوهشه و علم.دانشجو باید دنبال علم باشه.شما هم بهتره ترک اعتیاد کنید»و باز هم کسی جواب نداد:
الف)مهندسی پزشکی رشته ای است فنی و جزئی از تخصص یک دانشجوی پزشکی نیست!
ب)ما دنبال سیاست نریم کی بره؟مثلاً فرض کنید 20 سال دیگر چه کسی می خواهد این مملکت را اداره کند؟!البته شاید این شخص محترم به آریستوکراسی علاقه داشته باشد!
ج)سیاست علم است عزیز من!هیچ علمی ایراد ندارد.ما می خواهیم اندیشه سیاسی بنویسیم.مثلاً تئوری انقلاب یا مثلاً فاشیسم.اگر تفاوت اینها را با تحلیل و فعالیت سیاسی درک نمی کنی مشکل از ما نیست!
د)در مورد سیاسی نبودن دانشجو:آقای خامنه ای گفته اند:«خدا لعنت کند کسانی که دانشجو را غیر سیاسی می خواهند...دانشجو باید سیاسی باشد»یا به گفته ی مسئول نهاد رهبری دانشگاه اصفهان دانشجو باید سیب زمینی نباشد!حالا جرئت داری با اینها مخالفت کن!
ه)معتاد هم خودتی!