١-حدود یک سال پیش کتابی دیدم به نام IT برای مدیران.کتاب بود به غایت مزخرف!چنان ترجمه ی افتضاحی داشت که نمی شد فهمید چه نوشته است!تنها راه برای درک کتاب،توجه به واژه های انگلیسی متن بود.به عنوان مترجم کتاب نوشته شده بود:«دکتر علی صنایعی عضو هیأت علمی گروه مدیریت دانشگاه اصفهان»
٢-از حدود یک سال پیش(و اندکی بیش!)مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان قسمتی تأسیس کرد با عنوان پیش رشد روزنامه نگاری.من هم بنا به علاقه وارد این قسمت شدم.هیجدهم اسفند پارسال بود که قرار شد مقالاتی که بچه ها ارائه می دهند،در نشریه ی پیش رشد روزنامه نگاری چاپ شود.مثلاً برای این که به بچه ها روحیه بدهد.اوائل تیر امسال،اولین شماره ی این مجله با نام ستاک منتشر شد.ستاک یعنی جوانه ی نورسته؛واژه ی اصیل پارسی.حدود چهل نفر برای شماره ی یک،کمک کردند.نتیجه،آن شد که معدل همگی به طرز وحشتناکی افت کرد.حقشان بود!
٣-رئیس مرکز کارآفرینی تا آن موقع فردی بود به نام دکترکورش خسروی؛متأسفانه یکی از شخصیتهای سیاسی استان اصفهان و البته نزدیک به جبهه مشارکت.مدیر توانا با ارتباطات قوی و بسیار وارد به کار.بعد از انتخابات معلوم بود که دکتر باید برود.فردای معرفیرامشت به عنوان سرپرست دانشگاه،استعفا داد.چند روز بعد،رئیس جدید مرکز منصوب شد:«دکتر علی صنایعی،عضو هیأت علمی گروه مدیریت دانشگاه اصفهان»
٤-شماره ی دو ستاک آماده چاپ بود که دستور رسید جلویش را بگیرید.بهانه،یکی از مقالات شماره ی یک بود و ما هر چه اندر بحر تفکر غوطه ور شدیم که مقاله ی مشکل دار را بیابیم،بیشتر به بی بخار بودن شماره یک پی بردیم.هر چه به این در و آن در می زدیم که مقاله را بگویید تا توضیح دهیم،می گفتند نمی دانیم!از بالا گفته اند.گفتیم حتماً نهاد رهبری ایراد گرفته است.آنجا هم چیزی نیافتیم.اصلاً از چاپ چنین نشریه ای خبر نداشتند.مقالات را به شان تحویل دادیم.هم شماره ی یک و هم شماره ی دو.در کمال شگفتی هر دو را تأیید کرد.فکر می کردیم شماره ی دو به مشکل بربخورد.اما نه.مشکل از جای دیگری بود.
٥-در همین حین،کشف کردیم دکتر صنایعی از سیاست می ترسند و علاوه بر این بسیار موجود مؤدبی می باشد.در حال حاضر بعد از حدود دو ماه و نیم که با ایشان در مرکز دیدار داریم،بیش از یک بار صدای سلام شان را هم نشنیده ام!(البته خدا را شکر!!!)به علاوه یکی از حکمهایی که زده بود را دزدکانه موفق به دیدار شدیم.امضا کرده بود:دکتر علی صنایعی ،رئیس مرکز کارآفرینی و معاونت ارتباط با صنعت دانشگاه اصفهان.ارتباط با صنغت چه ربطی به آن حکم داشت،هنوز هم نمی دانم!
٦-مقالات ستاک را معاون مرکز هم تأیید کرد.ماند همان صنایعی.شنبه همین هفته،بالاخره موفق شدیم با ایشان جلسه ای داشته باشیم.
٧-قرار بود جلسه ساعت ١ برگزار شود.من از ساعت ۱۲:۳۰ در محل حاضر بودم.پنج دقیقه مانده به جلسه اما آقای رئیس و معاونانشان به اتفاق هم مرکز را ترک کردند.ما وارد اتاق شدیم و نشستیم تا علف زیر پای مان سبز شود.ساعت دو همه مان کلاس داشتیم.ساعت ۱:۳۰ معاون مرکز آمد و شروع به صحبت کرد.خیلی معقول ازمان خواست خودمان را معرفی کنیم و صحبتهایمان را بیان کنیم.لحظه ای که شروع به صحبت کرد،نفر بعدی وارد اتاق شد: «دکتر علی صنایعی،عضو هیأت علمی گروه مدیریت دانشگاه اصفهان»