1-همیشه دوست داشتم مصاحبه هایم مثل مصاحبه های اوریانا فالاچی از آب در بیاید،وقتی مصاحبه شونده را گیر می اندازد و از هر طرف به او حمله می کند.مصاحبه شونده هیچ راه فراری ندارد.
2-دوشنبه صبح وقتی به سمت مکان مصاحبه با احسان نراقی می رفتم انتظار ملاقات روشنفکر میانه رویی را داشتم اما...
3-وقتی رسیدم دو خبرنگار دیگر در حال مصاحبه با نراقی بودند.واقعاً هم حرفه ای بودند.تسلطشان به نراقی،بی نظیر بود.تمامی کتابها،مقالات و مصاحبه های نراقی به غیر از یک مورد را زیر و رو کرده بودند.
4-یکی شان پرسید آقای دکتر!نظرتان در مورد فردید چیست؟نیم خیز شد و با مشتی گره کرده فریاد زد:شارلاتان درجه یک روزگاره!اون موقع به من می گفت منو ببر پیش شاه تا بش بگم فره ایزدی داره.بعد از انقلاب هم نامه نوشت به مهاجرانی که بره پیش آقای خمینی تا بش بگه فره ایزدی داره.قبل از انقلاب یه بطری ویسکی خالی می کرد و شروع می کرد به فحش دادن به اسلام.بعد از انقلاب شد مسلمون متعصب!..فردید طرفدار هر نظریه تندرو فاسد ذهن خراب کن بود...
5-پرسیدند چرا فردید این همه طرفدار داشت؟
گفت آقاجان ظرف خالیو هر آشغالی پر می کنه!
6-گفتند چرا اکثر روشنفکران ما گرایشات چپ داشتند؟
پاسخ داد:چون شناخت کاملی از غرب نداشتن.مثلاً غربزدگی که جلال نوشت به خاطر این بود که شناخت دقیقی از غرب نداشت.آقایونی هم که به مبارزه اسلامی پایبند هستن باید برای افزایش نقش اسلام در جهان انتقادات کمونیست ها از غربو کنار بزارن.باید انتقادات خودشونو بگن.
7-در مورد شریعتی صحبت شد.گفت:شریعتی حرف متناقض زیاد می زنه.برای خودش رسالت پیامبری قائله پایبند هیچ چیز نبود.از خودش می گفت.شریعتی تو وصیت نامه ش دو کتاب فرانسوی رو معرفی کرده بود.یکی از علاقمنداش تو فرانسه رفته بود دنبال این کتابا.دیده بود اصلاً چنین کتابی وجود نداره!دنبال شهرت بود.شریعتی دنبال طرفدار بود دوست داشت آدما رو دور خودش جمع کنه.یک بار من شب تا صبح با شاگرداش صحبت کردم.فرداش در جواب به سؤال اونا گفته بود:«این طرف مأمور موساد و سیا(سازمان جاسوسی آمریکا)س» و یه چنین چیزایی.شریعتی چنین آدمی بود.
8-در مورد دموکراسی گفت:خاتمی خیلی دموکراتیک بود(خطاب به مصاحبه کنندگان)شما قدرش رو ندونستید.حالا این دولت جدید [...] شما.نمره ی خاتمی تو ریاست جمهوری صفر بود اما بزرگترین معلم دموکراسی بود.واقعاً دموکرات بود.این همه تلاش کرد برای دموکراسی.بحث NGO را مطرح کرد.شما نفهمیدید.خاتمی از پیروانش ضربه خورد.از اطرافیانش.اونایی که اطرافش بودن دموکراتیک نبودن.
9-سؤال:آقای نراقی!نظرتون راجع به داریوش آَشوری چیه؟
یه کم چپه!به هرکسی بهش کمک کرد ضربه زد.به من هم.نمی خوام زیاد در موردش صحبت کنم.برا من آشوری همون جوونیه که 40 سال پیش اومد پیش من.
10-آقای دکتر!الان جامعه شناس ایرانی برجسته ای در جهان هست؟بله.کسایی هستن.من هستم.کتابام چندتاش به چند زبان ترجمه شده.نظر راجع به آل احمد:آل احمدو من بردم ...
نظر راجع به شریعتی:من خیلی با شریعتی صحبت کردم...
آیا شما هم با روشنفکران ایرانی همراهی می کردید؟نخیر!من از همون اول راهم رو جدا کردم.من دیدم باز بود.
من......................من.....................من.........
11-وقت خبرنگاران ایسنا تمام شد.من و همراهم جلوی نراقی نشستیم.پرسیدیم:آقای نراقی!شما در مورد انقلاب گفته اید که با مدارا بعد از انقلاب می شود جلوی انحرافش به سمت خشونت را گرفت.گفت بله.بعد از دو سه سؤال رسیدیم به این سؤال که آیا انتخاب مهندس بازرگان از طرف آیت الله خمینی به این علت نبود که لیبرال ها حذف شوند؟با خشم گفت:کی چنین حرفی زده؟گفتم محسن میلانی در کتاب شکل گیری انقلاب اسلامی.گفت محسن یا عباس؟گفتم محسن.گفت پسر اون میلانی مشهد؟گفتم خبر ندارم.عصبانی شد.به طرف من خیز برداشت و گفت من هیچکدوم این تئوری توطئه های فراماسون گونه رو قبول ندارم.هر کی گفته غلط کرده.میلانی بیخود گفته.دوستم گفت تئوری انقلاب می گوید پس از انقلاب میانه رو ها به قدرت می رسند و بعد توسط تندروها حذف می شوند.گفت بیخود کرده هر کی اینو گفته.
چند دقیقه بعد او که طرفدار مدارای کامل بعد از انقلاب بود،به اجبار انقلابیون برای خشونت اعتراف کرد.
12-پرسیدم آقای نراقی!گفتید اطرافیان خاتمی بودند که قدرش را ندانستند و بیچاره اش کردند.پس چرا خودتان از معین حمایت کردید؟مگر طیف حامی معین همان قدرنشناسان نبودند؟
گفت چرا ولی خب وقتی باید رأی بدی بین گزینه های بد بهترین رو انتخاب می کنی.
گفتم آقای دکتر!بایدی نبود.می شد کارای دیگه ای کرد.پرسید مثلا چه کارایی؟
گفتم مثلاً رأی نداد.تحریم کرد.
بر آشفت.کم مانده بود یقه ام را بگیرد.سرخ شد.می لرزید.داد می زد:آقا تحریم یعنی چی؟شما بیخود کردید تحریم کردید.آخه تحریم یعنی چی؟
گفتم یعنی اعتراض.گفت اعتراض به چی؟گفتم به شرایط.گفت: این ضددموکراتیکه.تحریم کننده ها بی شعورن.حالا این احمدی نژاد [...] باشه برای شما.
فکر کرده بود ما تحریم کرده بودیم.
13-سؤال بعدیم این بود که آیا بین اصلاح طلبان برای کاندیداتوری شخصی بهتر از معین پیدا نمی شد؟باز هم داغ کرد.سؤالم را نفهمید.گفت نه!از بین این گزینه ها معین بهترین بود.یک دقیقه دیگر هم به داد و فریاد گذشت.مسئول مؤسسه ی دعوت کننده اش به دادم رسید.گفت آقای دکتر!منظورشون اینه که بین شخصیتهای اصلاح طلب گزینه ی مناسبتری برای کاندیداتوری نبود(قبل از انتخابات)؟این بار در حالی که روی مبل بالا و پایین می پرید،جیغ زد!:من به این سؤال جواب نمی دم آقا.من چه می دونم.من میگم بین اینا معین بهترین بود.
13-گفتم آقای نراقی!در دور دوم به خاطر فاشیست بودن احمدی نژاد و ترس از تحقق فاشیسم در ایران به هاشمی رأی دادید.درست است؟گفت بله.
ادامه دادم:خب!به نظر شما امکان تحقق فاشیسم در ایران هست؟جواب داد نه!ساخت قدرت اجازه نمیده.
تناقض جالبی بود.
14-پرسیدم به نظر شما مردم از اصلاحات ناامید نشده اند؟
فت مردم بیخود می کنند ناامید بشن.ناامیدی یعنی چی؟
دوستم پرسید مثلاً شکل گیری گزینه ای در برابر اصلاحات در ذهن مردم.
گفت من انتظار سؤالهای بهتری از طرف دانشجویان جامعه شناسی داشتم.نه این سؤالهای سطحی و توخالی.گفتم هیچکدام ما دانشجوی جامعه شناسی نیستیم.و اضافه کردم: سؤالهای اصلی مان هنوز مانده اند!این ها تازه مقدمه بودند!
برایمان دست زد و دستش را روی بازوی راست من گذاشت و گفت:برین دیگه.چون این خانوما(دو خبرنگار دیگر)هم منتظرن.بعدشم باید برم سخنرانی.
15-دوشنبه ظهر وقتی از مصاحبه با نراقی بر می گشتم،تصویر ذهنی ام از او دیگرگونه شده بود.انقلابی پیری بود متکبر،خسته و فحاش.