تبليغاتX
دوران نو
دوران نو
وب نگاشت های سهیل جان نثاری
دوشنبه دوم آبان 1384
جبهه دموکراسی خواهی
جبهه مشارکت بیانیه تحلیلی اش در مورد انتخابات را صادر کرد.اصلاً انتظار چنین چیزی را نداشتم.بیانیه ی بدی نبود.مخصوصاً بعد از صحبتهای جلایی پور که تمام علت شکست را در عدم ائتلاف،تحریم و تقلب می دانست.

اصلاً انتظار نداشتم جبهه مشارکت از اشتباهات ۸ سال گذشته یاد کند.اما اینگونه نبود.

تقریباً با همه ی بیانیه موافق بودم-البته هنوز دقیق نخوانده ام-غیر از جایی که تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر را حرکت مبارک خوانده بود(فرض این است که این جبهه به آسانی و با موفقیت تشکیل شود)

۱-نتیجه ی کار جبهه ای،چیزی جز ریاست جمهوری کسی مانند احمدی نژاد نیست.کار جبهه ای فقط در زمان انتخابات نتیجه می دهد.جبهه مشارکت بارها و بارها اعلام کرده که جبهه دموکراسی عملکرد انتخاباتی نخواهد داشت.جبهه اصلاحات را یادمان هست.انجام اصلاحات،محور ائتلاف بود.نیرو هم کم نداشت و از اهرم فشار در سطح بالای حکومت هم برخوردار بود(کروبی)اما فرجام خوبی نداشت.محور این یکی،دموکراسی و حقوق بشر است و بر همه روشن است که دموکراسی و حتی حقوق بشر برداشت های متفاوتی دارند.دموکراسی که مثلاً میردامادی قبول دارد با دموکراسی که برفرض،ابراهیم بزدی می پذیرد تفاوتهاری عمده ای دارد.

۲-مشارکت همیشه اعلام کرده که اصلاحات بدون حضور در حکومت امکان پذیر نیست و آخرین بار هم در همین بیانیه.اما در حال حاضر مشارکت هیچگونه حضوری در حکومت ندارد.جبهه دموکراسی بر چه اساسی می خواهد اصلاحات را پیش ببرد؟

۳-هادی قابل بین نهضت آزادی و مشارکت برای حضور در جبهه،سهم بیشتری را به مشارکت می دهد زیرا مشارکت عضو بیشتری دارد.این یعنی اختلاف.عملاً حق رأیی برای نهضت آزادی باقی نمی ماند.

۴-می گویند قرار است جبهه با شراکت احزاب تشکیل شود.سؤال اینجاست:شخصیتی مثل عبدالله نوری در کجای این جبهه قرار می گیرد؟یا محسن کدیور که اتفاقاً دیدگاهش بسیار تزدیک است به تشکیل دهندگان جبهه.او کجاست؟

۵-دموکراسی مفهومی است گسترده.وقتی اسم جبهه را دموکراسی خواهی می گذارند یعنی هر کسی که واقعاً  به دموکراسی اعتقاد داشته باشد باید بتواند در این جبهه فعالیت کند.اما شروطی که برای عضویت قرار داده اند،چیزی است خلاف این.مرزبندی مشارکت با نیروهای سکولار،بخش  عظیمی از کسانی که می توانند در این جبهه قرار بگیرند را حذف می کند.

۶-سازمان مجاهدین بزرگترین مشکل این جبهه است.سازمان حاضر نیست با نهضت آزادی زیر یک پرچم فعالیت کند.دلیلش هم اختلافات تاریخی است.تا اینجا هیچ اشکالی ندارد.اما مشکل اینجاست که مشارکت وابستگی عمیقی به سازمان دارد.بسیاری از اعضای سازمان،عضو مشارکت هم هستند.مشارکت هم در این چند سال،دائماً پیرو مجاهدین بوده است.وقتی مجاهدین با این جبهه مخالف است،مشارکت نمی تواند جبهه را تشکیل دهد مگر اینکه از سازمان جدا شود.امیدوارم!

شاید اشکالات دیگری هم به ذهن برسد،اما به نظر من همین هم کافی است.جبهه دموکراسی  خواهی به ترکستان می رود.

+ نوشته شده در 0:0 توسط سهیل.