تبليغاتX
دوران نو - چه خوب!
توضیح ضروری: این یادداشت، بیشتر یک طرح مقدماتی از یک تحقیق گسترده‌است تا یک یادداشت. احتمالاً‌ بعضی از قسمت‌هایش را بعداً‌ کامل‌تر می‌کنم.

رویای ما به سر اومده حالم بده ، حالم بده

 

این بار، احتمالاً بر خلاف بسیاری از دوستان و آشنایان و همراهان، از ردصلاحیت عمده‌ی کاندیداهای اصلاح‌طلب و اعتماد ملی خوشحال‌ام. دلیل‌اش هم چندان عجیب و غریب نیست. این اتفاق؛ می‌تواند نتایج مثبتی برای اصلاح‌طلبان داشته‌باشد همین که جلوی اختلافات وحشتناک بین گروه‌های مختلف را در مجلس می‌گیرد، خودش مایه‌ي مسرت است! بر فرض که همه هم تأیید می‌شدند و اکثریت هم انتخاب، چه می‌شد؟مثلاً در مورد اقتصاد. اعتماد ملی و سازمان مجاهدین، طرفدار اقتصاد دولتی هستند و کارگزاران و بخش عمده‌ای از مشارکت، طرفدار اقتصاد آزاد. پیدا کنید نحوه‌ي تهیه و تصویب طرح‌های اقتصادی و از همه مهمتر بودجه را!

 عطر خوب تو تنها رفیق منه حالم بده ، حالم بده

بدترین کاری که اصلاح‌طلبان و اعتماد ملی می‌توانند انجام دهند، شرکت در انتخابات به هواداری از اصولگرایان مخالف احمدی‌نژاد(عبارتی که یکی از جوانان اعتماد ملوی(!) به کار برد) است شرکت در انتخابات، مثلآً با حمایت از مؤتلفه‌ای‌ها، بزرگترین نتیجه‌ای دارد، ایجاد یک دوگانه‌ي خوب، برای محافظه‌کاران، اعم از اصولگرا، افراطی، میانه‌رو، اصولگرای اصلاح‌طلب و ... و در نتیجه کمک به حذف مخالفین محافظه‌کاران است. تا همین‌جا هم، دوگانه‌ي قالیباف-احمدی‌نژاد به طرز بسیار خوبی ساخته و پرداخته‌شده است. بدیهی‌است که ممکن است در قسمتی از روش‌ها و حتی تفکرات، این دو نفر با هم تفاوت‌های داشته‌باشند، اما در دید کلان، تفاوت چندانی با هم ندارند. شاید بزرگترین تفاوت این باشد که یکی ظاهر را حفظ می‌کند و دیگری، همان ظاهر را هم حفظ نمی‌کند. بین مشت آهنین در دستکش مخملین، و مشت آهنین بدون دستکش، کدام را انتخاب می‌کنید؟ اصلاح‌طلبان باید به یاد داشته‌باشند که تفاوت و اختلاف، تفاوت زیادی با هم دارند!

 

رایحه‌ی خوش خدمت، و مؤتلفه، اختلافی با هم ندارند. درگیری یا بحثی هم اگر پیش می‌آید، جزء واضحی از رقابت بر سر قدرت است. یکی پدر است و یکی پسر. پسر، اغلب ویژگی‌های پدر را به ارث برده، و حالا سعی می‌کند جای او را از آن خود کند. تفا.وت، باز هم بیشتر در روش‌هاست، نه افکار. و کیست که نداند، مشکل اصلی، افکار است و نه روش‌ها.

 

گل های سرخ بی صاحب چه خوب ، چه خوب

 

حمایت از مستقل‌ها؟ مستقل؟ شوخی می‌کنید؟!

 

همه در فكر یك بوسه چه خوب ، چه خوب

 

ائتلاف بد نیست. اما الزاماً خوب هم نیست. اصلاح‌طلبان باید در فرصت پیش آمده، تکلیف خودشان را با اعتماد ملی مشخص کنند. اعتماد ملی، اصلاح‌طلب نیست. فی‌الو.اقع هر چه فکر کردم، تفاوت آشکاری بین اعتماد ملی و حامیان دولت پیدا نکردم. نه در سیاست خارجی، نه در نگاه به مذهب، نه در اقتصاد، و نه در رفتار! اعتماد ملی نه تنها اصلاح طلب نیست، که در طول مدت فعالیت‌اش، ثمری هم برای اصلاح‌طلبان نداشته‌است. مصاحبه‌های بی‌امان اعضا و نزدیکان این حزب علیه تمامی موجودیت اصلاحات، و بعد، از آن خود دانستن همان اصلاحات(!) دیگر نیازی به بازگویی ندارد(البته فکر می‌کنم همین الان بازگو شد!) فاصله‌گرفتن از اعتماد ملی، با استفاده از اشتباهاتی که احتمالاً در این انتخابات مرتکب خواهدشد، یکی از بهترین اقداماتی است که اصلاح‌طلبان می‌توانند انجام دهند.
حالم بده ، حالم بده

 

تصاحب اکثریت صندلی‌های مجلس، هیچ سودی برای اصلاح‌طلبان نخواهد داشت. ایجاد یک فراکسیون اقلیت قوی از سوی آئها، شاید بهترین اتفاق ممکن باشد. اقلیتی که البته، بتواند در مقابل بعضی از خرابکاری‌های مجلس بعدی مقاومت کند و یا حتی کل مجلس را به چالش بکشد. اصلاح‌طلبان اگر می‌خواهند دوباره به قدرت برگردند، چاره‌ای جز صبر تا انتخابات ریاست جمهوری ندارند. همان‌طور که ده سال پیش هم، با ریاست‌جمهوری شروع کردند.

+ نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:1 |