بسیاری عقیده دارند عقاید نیچه، سببساز شكلگیری فاشیسم شدند. خاتمی هم در صحبت هایی كه اواخر سال گذشته كرده بود و در مردمسالاری هم چاپ شد، گفته بود: ابرمرد آرمانی نیچه در نظام نازیستی آلمان به ظهور رسید.
كم نیستند كسانی كه چنین نظری دارند.
١- نیچه سوسیالیسم را چیزی جز چرندیات نمیداند. سوسیالیسم هم یكی از بنیانهای فاشیسم و نازیسم است. چگونه نیچه به فاشیسم میرسد؟
٢-نیچه لیبرال هم نیست، اما به شدت فردگرا است. فاشیسم و نازیسم فردیت را سركوب میكنند. آیا نیچه ممكن است فاشیست باشد؟
٣- شالودهی اندیشهی فاشیسم، در ذهن سوسیالیستهای واخورده شكل گرفت. اندیشههای جورج سورل، چارلز پگوئی و هوبرت لاگاردله منابع اصلی مقالهای بودند كه توسط جیووانی جنتیله به نام دكترین فاشیسم نوشتهشد و به موسولینی تقدیم شد. هر سه سوسیالیستهایی فرانوسی بودند و سورل و پگوئی، بسیار تحت تأثیر هنری برگسون. نظرات لاگاردله- كه اقتدارگرایی سندیكالیست بود- كاملاً برگرفته از نظرات پیر جوزف پرودون، یكی از پدران آنارشیسم بودند.
٤- پانونزیو، یكی دیگر از تئوریسینهای فاشیسم هم، گذشتهای سوسیالیستی و به عبارت دقیقتر سندیكالیستی داشت. مسلم است، نیچه از بیخ با اینها مخالف بود!
٥- رروم نوواروم(Rerum Novarrum) را پاپ لئو 13 در 1892 نوشت. این كتاب هم یكی از منابع اصلی فاشیسم است. تئوری مالكیتی كه این كتاب مطرح میكند، دقیقاً همان چیزی است كه فاشیستها استفاده میكنند. نیچهای كه خود را ضد مسیح میخواند با یك پاپ هیچ نسبتی نمیتواند برقرار كند!
٦- فاشیسم، طبیعتی بنیادگرا داشت. احیای عصر امپراطوری روم، یكی از آرزوهای موسولینی به عنوان سردمدار فاشیستها بود. طیف بزرگی از فاشیستها هم با انقلاب صنعتی مخالفت میكردند. پاپ لئو هم همین را میگفت. نیچه هم یك ضد بنیاد! كسی كه خواستار گذار به دوران بعد از مدرن است. هم جا تكرار میكند خدا مرده است. غروب بتها را ندا میدهد و تمامی ارزشهای پیشینی را به سخره میگیرد.
٧- نیچه به شدت دشمن ضد یهودیها بود. ازدواج خواهرش با یك ضدیهودی، با مخالفت شدید او رو به رو شد. نمیدانم چه كسی گفته بود اهدای كتاب [فكر كنم ارادهی معطوف به قدرت]نیچه به هیتلر توسط خواهر نیچه، بزرگترین دشنام به نیچه بود.
٨- مراجعه كنید به مقدمهی كتاب دجال، نوشتهی نیچه،ترجمهی عبدالعلی دستغیب، چاپ دوم، صفحهی 15. بخشی از آن را میآورم:«كاوفمن معتقد است كه هیچ نویسندهِ آلمانی به اندازهی نیچه مخالف نظریهی نازیسم و برتری نژادی نبودهاست. عدهای از نویسندگان نازی فلسفهی او را طور دیگری جلوه دادهاند...این باشرفها(كه در زبان نیچه دشنام است) حقایق را به سود خود دگرگون ساخته و برای پیشبرد فكر خود از فلسفهی نیچه سلاحی برگرفتهاند»
٩- علاوه بر این میتوانید مراجعه كنید به تاریخ فلسفه در قرن بیستم، نوشتهی كریستین دو لا كمپانی كه در دسترسم نیست و بقیه اطلاعاتش را فراموش كردهام. چنن دفاع جانانهای از نیچه در برابر فاشیسم میكند كه آدم حظ میكند!
١٠- اگر بخواهیم اندیشهای را بر حسب نتایجی كه از آن به بار آمدهاست، بسنجیم، چه چیز فاجعهبارتر است از مسیحیت؟ آیا قرون وسطی باعث نخواهدشد متنفر شویم از مسیحیت؟ آیا جنایات استالین، سبب رویگردانی از سوسیالسم نخواهد شد؟ آیا خونریزیهای لیبرالهای انقلابی فرانسه، لیبرالیسم را در نقاط تاریك ذهنما جا نخواهد داد؟ آیا بنلادن اسلام را به كجاندیشی معنا نخواهد كرد؟ آیا...
١١- نیچه؛ راهی به فاشیسم؟ من كه چنین نظری ندارم.