تبليغاتX
دوران نو
یکی از نوادگان کورش کبیر که منشور حقوق بشر کورش را به طور کامل در مورد من رعایت کرده است(کامنت جدید برای پست ۳۰۰):

 

آخه بی سواد تو با اون دهنه نجست چطور به خودت اجازه میدی بگی ایران بگی کوروش و راجبشون نظر بدی برو دهنتو آب بکش ابله بی هویت عرب پرست بدبخت ملخ خور تو اصلا میدونی اولین منشور حقوق بشر جهان مال کوروش کبیره کودن میدونی همین الان متنش در سازمان ملل نصب شده اونم از کی تا حالا تو خودت خبر نداری که حاصل تجاوز عربهای وحشی به اجدادت در 1400 سال پیش هستی تو ایرانی نیستی بلکه یک عرب بی هویتی

+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 21:51 |

انسان شناسی هابزی- که به باورم واقع‌گرایانه‌ترین انسان‌شناسی‌است که در دسترس داریم- شاید بهترین دلیل رد ملی‌گرایی باشد. انسان‌ها به صورت طبیعی میل به قدرت دارند پس در وضع طبیعی به سمت قتل و غارت همدیگر خواهند رفت. آنها سعی می‌کنند دیگران را تحت سلطه خود در آورند و اگر چنین چیزی امکان‌پذیر نشد چاره را در حذف طرف مقابل می‌بینند. از همین است که هابز، لزوم پدیدآمدن یک لویاتان به عنوان عامل حفظ امنیت انسان‌ها، که حالا نام جامعه را بر خود می‌گیرند را نتیجه می‌گیرد.

شخص، می‌داند که دیگران میل به غارت او دارند1. یک دوگانه شکل می‌گیرد،...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 1:33 |

آغاز عصر مدرن، پایان راه بسیاری از نماد( وشاید هم نمود)های دوران کهنه بود. جمود، تعصب، تقدس و دیگر امثال‌شان، قرار نبود جایی در دنیای جدید داشته‌باشند؛ دنیایی که بر خلاف دنیای تاریخ‌ساخته‌ی گذشته توسط انسان ساخته می‌شد و «عقل» جای آسمان و نداهای غیبی‌اش را می‌گرفت.


مدرنیته با تهاجم لوتر به بنیادهای فکر( یا احساسات) مذهبی شروع شد و شاید اشکالش هم همین بود! خشونت و بهشت‌انگاری1 از همان ابتدا به دنیای جدید گام نهادند.


یکی از نخستین نمود(و شاید هم نماد)های دنیای کهن که جایی در دنیای جدید نداشت، امپراتوری بود. در هم شکستن امپراتوری روم شرقی و از بین رفتن امپراتوری مقدس روم- که البته وجود خارجی نداشت!- از اولین نشانه‌های آغاز این عصر و ورود به این دنیا بود.


امپراتوری‌ها، یکی یکی به زباله‌دانی تاریخ پیوستند. حتی در آمریکا، که لقب «دنیای جدید» گرفته‌بود، امپراتوری‌های بزرگ مایا و آزتک از صحنه‌ی روزگار محو شدند و بدیهی‌است، سرزمین‌هایی نظیر روسیه و عثمانی2 که تا اوایل قرن بیستم شکل حکومت امپراتوری داشتند، هنوز در دوران باستان به سر می‌بردند!3



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 21:32 |

استقلال مثل لیبرال هاست. افتضاح بازی می کند اما سر آخر موفق می شود. معمولاً هم جلوی حریفان قدرتمند کم می آورد. اما راهش را آرام آرام تا آخر فصل ادامه می دهد و بر صدر جای می گیرد.

پرسپولیس هم مثل مارکسیست هاست. کلی سر و صدا می کند و کلی امکانات در اختیار دارد.همیشه هم ادعایش گوش فلک را پر می کند! پایش بیفتد از به کار بردن خشونت در مقیاس وسیع هم ابایی ندارد. بعد از نتیجه نگرفتن هم از زمین و زمان ایراد می گیرد و توهم توطئه اش را به همه ثابت می کند! اما هیچ وقت نتیجه نمی گیرد.

+ نوشته شده توسط سهیل در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 22:0 |
در کامنت حسام که تقریباً موافقش هستم معنای «بورژوازی پلشت بریده از وطن» را نمی فهمم. نه بورژوازی خود به خود پلشت است و نه بریدگی از وطن با توجه به بنیان های تفکری کامنت گذار می تواند عامل پلشتی باشد!

سامان خان! مگر هوای ایران یا گیاهانی که در این خاک روییده اند چه تفاوتی با هوا و گیاهان روییده در دیگر خاک ها دارد؟! بر فرض هوای عراق از هوای اینجا وحشی تر است؟! هوای اینجا از هوای یونان متمدن تر است؟! خاک افغانستان از خاک اینجا عقب افتاده تر است؟!

اگر هخامنشیانی نبودند-و بر فرض صحت حرف شما ایرانی نبود- چه اتفاق خاصی می افتاد؟! ایران بخشی از دیگر کشور یا کشورهای امروزین می بود. احتمالاً تقسیم بندی های سیاسی امروزین هم تغییرات وسیعی می کردند. خب چه اتفاق خاصی می افتاد؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 20:24 |