شاید امشب بتوانم کمی راحت تر بخوابم. هفته هاست که رنگ آرامش را ندیده ام؛ دو روز راحت و آزاد باشم بدون هیچ دغدغه و تشویشی. انتخابات تمام نشده، مشکلات یک دوست خوب شروع شد و هنوز در این یکی مانده، پروژه های دانشگاه که یک به یک آوار می شوند روی سرت. شب بیداری های متوالی برای انجام تکالیفی که می دانی نه به دردی می خورد و نه استاد حتی نگاهی به آن می اندازد؛ وجبی است! اوجش هم دیگر دیشب بود یا بهتر، بامداد سه شنبه. از ساعت ۸ شب تا ساعت ۵/۳ صبح زل زده باشی به مانیتور. خب معلوم است فردا دم و دقیقه سرت گیج می رود و چیز خاصی از حرف های این و آن نفهمی!
بروم. بروم با خیال راحت بخوابم. پروژه ها فعلاْ تمام شدند- البته تا هفته دیگر که بعدی شروع می شود!
بروم.
+ نوشته شده توسط سهیل در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت
23:44 |