عجیب و غریب است. مثل همیشه. حسم را میگویم قبل از بازی هلند-آرژانتین. نمیدانم طرفدار كدام یكی باشم! طرفداری از هر دو دیگر در خانوادهی ما سنت شدهاست، هم از طرف پدری و هم از طرف مادری. نمیشود كسی به دنیا بیاید و هلند را دوست نداشتهباشد، باز آرژانتین چند نفر خائن داشتهایم!
بازیهای قدیمی این دو كه در ذهنم هستند را مرور میكنم. لعنتی همهی بازیها یادم میآید! و كلی خاطره.
هلند را از همان ابتدا بدون اینكه بازیاش را ببینم دوست داشتم! غوغایی كه آژاكس ونگال در اروپا به راه انداختهبود، اولین تیم محبوبم را به من معرفی كرد: هلند. چیزی نگذشته بود كه هلند-آرژانتین ٧٨ را دیدم. چه میكرد كمپس. چه حقیر بود هلند! آرژانتین محبوبتر شد. یك سال بعد، جام جهانی ٩٤ برگزار میشد. محرومیت مارادونای بزرگ و دو باخت به بلغارستان و رومانی باعث شد تا هنوز از فیفا و ژائو هاوه لانژ بدم بیاید. جام را از آرژانتین و مارادونا گرفتند و دودستی تقدیم برزیلیهای بیشكوه كردند. تافارل و روماریو و بهبهتو در برابر كانیجیا و باتیستوتا و مارادونا و گویكوچهآ و ... توپجمعكن هم نبودند! هلند هم به همینها باختهبود. دلیلی نبود كه از برزیل بدم نیاید! یك مربی احمق به اسم دیك ادووكات تمام آرزوهای مرا نابود كرد.
جامجهانی بعدی، هلند با مكزیك و بلژیك و كره همگروه شده بود. چه لذتی داشت دیدن بازی هلند و كره كه كره له شد. نماینده اول آسیا بود و پنجتا از هلند میخورد! آن طرف هم آرژانتین، كرواسی و ژاپن و جاماییكا را زد و آمد بالا. جدول بازیهای دور بعد را دیدم و خشكم زد. هلند كه یوگسلاوی را میزد و آرژانتین انگلیس را، میخوردند به هم. آرژانتین، به زور انگلیس را برد. اوون لاغر مردنی غولهای آرژانتین را به زانو درآورد. چرا آرژانتین اینطوری بود؟! به هر حال برد. هلند هم عذابم داد. تا لحظههای آخر از یوگسلاوی عقب بود. داییام دقیقهی ٨٩ آمد خانهمان. داور سه دقیقه وقت تلف شده گرفت. دایی گفت سه دقیقهی خطرناك! داویدز گل زد و من به هوا پریدم و آنچنان جیغی زدم كه صدایم تا بعد بازی در نیامد!بعد هم كه كلایورت گل زد و هلند رفت دور بعد.
شب خواب آرژانتین هلند میدیدم. خواب كه نه، كابوس بود!
روز موعود رسید. آرژانتین بد نبود. هلند هم همینطور. حماقت اورتگا چنان آرژانتین را به باد داد كه تأسفی از باختشان نخوردم. تازه شانس آوردهبودیم كه آرژانتین به برزیل نخورد وگرنه آرژانتین به دشمن دیرینه میباخت، بد هم میباخت. دیگر نمیشد سرمان را جلوی دوستان برزیلپسند بلند كنیم!
هلند رسید به برزیل. كل فامیل خانهی ما بودند. وندرسار، یك گل مفت از رونالدو خورد. یك لایی دیگر به لاییهایی كه آن سال خورد اضافهشد. همه به هم ریخته بودند. مهمانها را میگویم. پسرداییام ناخنهایش را میخورد، من دندان قروچه میكردم. آن یكی زانوی غم به بغل گرفته بود، خلاصه هر كسی به شكلی. آخرهای بازی بود كه كلایورت بلند شد و توپ را به گوشهی دروازه فرستاد و نتیجه، به هوا پریدن تمامی افراد داخل خانه بود! چند دقیقه همه در حال خوشحالی و رقصیدن و بالا پایین پریدن بودند. زنداییام از خاطرات فینال ٧٨ میگفت و اشكهایی كه بعد از بازی ریختهبود. داییام از پیراهنی میگفت كه طی بازی هلند-یوگسلاوی آن قدر كشیدهشدهبود كه همهی دكمههایش پریده بود و ...اما كابوس پنالتی باز هم تكرار شد. هلند اینبار هم باخت.
جام جهانی ٢٠٠٢ افتضاح بود. هلند با همان ونگال رویایی در سد پرتغال گیر كرده بود و به جامجهانی نیامد. آرژانتین هم نمیآمد بهتر بود. یك مربی احمق دیگر آرژانتین را نابود كرد. كشوری كه ساویولا و ریكلمه و آیمار و ورون و زانتی كبیر و باتیستوتا و كرسپو و كیلی و بقیه را داشته باشد كه اینشكلی نباید بازی كند! انگلیس نفرتانگیز به لطف كولینا مانع آرژانتین شدند تا باز هم برزیل، دشمن قدیمی به قهرمانی برسد.
این بار اما از دست فیفا هم كاری ساخته نیست. ساویولا و تهوز و كرسپو و ریكلمه و در صدر همهشان مسی و دیهگوی اسطورهای دست به دست هم دادهاند تا همه را له كنند و به جام برسند. از برزیل مغرور هم كاری ساخته نیست. انگلیس كثیف هم. بقیه هم كه در این حد و اندازهها نیستند. آرژانتین قهرمان است. شك نكنید!
و هلند. خوشم نیامد از دو بازی اولشان. امروز هم كه با ذخیرهها به میدان میروند. خیلی برایم مهم نیست این هلند چه میكند. مربیاش را زمانی میپرستیدم(در مقام بازیكن) اما نتیجهی دو سال كار كردنش خوب از آب درنیامدهاست. شاید نگهداشته است برای دور بعد. امیدوارم. چه فینالی بشود. ١٨ تیر، ورزشگاه جام جهانی برلین، ساعت ٣٠:٩ شب، هلند-آرژانتین.
