بعد از اعلام نتیجه انتخابات،خیلی هایمان در بهت فرورفتیم.مخصوصاً ماهایی که از معین حمایت می کردیم.مخصوصاً ماهایی که در ستادش فعالیت می کردیم.مخصوصاً ماهایی که به پیروزی معین باور داشتیم.
شوک بس سنگینی بود.
طبق معمول،بسیاری از ما با شتاب هرچه تمام تر به تحلیل پرداختیم(و چه تحلیل های جالبی)یکی از پایان دوره اصلاح طلبی می گفت.یکی از پایان عمر فعالیت سیاسی.یکی از بازگشت به دهه ٦٠ می نالید و یکی از بازگشت به دوران سازندگی.یکی از خروج از کشور می گفت و دیگری از ماندن و اینکه «به جای نفرین بر تاریکی...»
من اعتراف می کنم که شتابزده تصمیم گرفتم.می گفتم به احمدی نژاد رای می دهم تا نظام را بپوکاند!
نظرم شتابزده بود.به نظر شما چقدر؟چقدر عجولانه تصمیم گرفتم؟
یکی از روزهایی که به خیابان می رفتیم و با مردم صحبت می کردیم،به شخصی برخوردم که می گفت اینها همه اش بازی است و از پیش تعیین شده.جواب من این بود:اگر یک در میلیون،رای خودت را تاثیرگذار می دانی رای بده.
مگر این حرف من نبود؟و مگر من همان ذرت نبودم؟چند روز از آن صحبت گذشته بود؟بگذارید دقیق بگویم.سه روز و نیم!یعنی من این قدر تغییر کرده بودم؟
تا همین امروز هم تصمیم نگرفته بودم.اما اکنون،هر لحظه که می گذرد،در تصمیم خود راسختر می شوم.من به اکبر هاشمی بهرمانی رای می دهم.رای می دهم و با قاطعیت هم می گویم باید به به او رای داد.هیچ احدالناسی هم نمی تواند نظرم را برگرداند.
دوستی می گفت اینها بازی نظام است برای انتخاب-یا بهتر بگویم انتصاب-هاشمی با رای بالا و بلکه رایی بیش از دور دوم خاتمی.
اولاً با استناد به صحبتهای محسن آرمین در جمع اعضای ستاد دانشجویی معین در اصفهان(که گفت هیچ جا نقل نشود)من قبول ندارم که این جریان،بازی نظام است.
ثانیاً بر فرض،حرف شما درست.اینها همه بازی نظام است.خب باشد!ما هم وارد بازی می شویم!بازی می کنیم و سعی می کنیم آن را به نفع خود تمام کنیم.سیاست،میدان بازی است. میدان شطرنج. میدان ریسک.
همیشه باید شجاع باشی تا بتوانی دوام بیاوری.مگر ما نبودیم که تایید صلاحیت معین را قبول کردیم؟مگر ما نبودیم که می گفتیم معین شرکت کن؟مگر نمی دانستیم که بازی شورای نگهبان و رهبر است؟وارد بازی شدیم و به خاطر اشتباهاتمان باختیم.اما شکست همه ماجرا نیست.هنوز امید به پیروزی هست.یا حداقل شکست با اختلاف کمتر.
بیایید این بار بازنده نباشیم.نگذاریم همچون احمدی نژادی رییس جمهور مملکتمان شود.نگذاریم احمدی نژادان همه قدرت را در دست بگیرند.نگذاریم پایشان به همه ارکان حکومت برسد.
ما کم نیستیم.ما جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر را داریم.ما فراکسیون دموکراسی خواه دفتر تحکیم وحدت را داریم.ما احتمالاً حزب جمهوریت را خواهیم داشت(حزب کروبی)ما از این به بعد حتی کروبی را در کنارمان خواهیم داشت.کروبی که تا پیش از این اگر بر ما نبود،ولی با ما هم نبود.
دوستان!ما می توانیم.به قول همین دوست فاشیستمان،می شود و می توانیم!
اما اگر بخواهیم.
دوستان!ما می توانیم!
